مير لوحى
41
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي )
الأغنياء كفضلى على جميع خلق اللّه » . سبب ديگر ، گذشتگى و سخاوت او است ، چه واقفم كه جمعيّت وافر و اسباب متكاثره از پدر به او مانده بود ، اكثر آن را در راه خدا انفاق نمود ، قسمى از آن را به محتاجان اقارب منقسم ساخت ، و به قسمى مستحقّان اجانب را نواخت و پشت پا بر دنيا زده ، [ كه ] علم زهادت بر سپهر سعادت افراخت و سبب ديگر جلالت نسب اوست ، بدان اى پسر ! كه آباء و اجداد اين سيّد عالىنژاد همه جليل القدر ، و رفيع المنزلة بودهاند و من در شجرهء خود كه آن را « معيار الأنساب » نام كردهام علوّ شأن و رفعت مكان ايشان را شرح دادهام ، . . . و چند سبب ديگر تقرير نمود كه ذكر مجموع آن موجب اطناب بود . گفتم : دانسته شد كه مبالغه در اعظام و اكرام او بجاست ، بيان فرماى كه اصلش از كجاست ؟ گفت : اصلش از سبزوار است و پدرش امير قاسم الحسينى الموسوى از مشاهير سادات آن ديار و جدّش را امير سيّد محمّد مصحفى مىگفتند و من او را ديده بودم ، گفتم : سبب چيست كه ميل به مولد نمىنمايد و [ به ] آن شهر كه مدينة المؤمنين است نمىآيد ؟ گفت : به واسطه [ اى ] با اهل ، در اين ديار مانده و آستين بر آمال و امانىّ افشانده ، چه از غايت محبّتى كه به دوستان آباء و اجداد خويش داشته به مصاهرت « مولانا لوحى » كه از محبّان صادق اهل البيت عليهم السّلام بوده و اوقات صرف مناقب ايشان مىنموده ميل فرموده و يكى از بنات او را به حبالهء نكاح درآورده و بعد از فوت